متن آهنگ

متن آهنگ تهم ، مجیکو موشا تهم - بازتاب موزیک

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰

متن آهنگ تهم ، مجیکو موشا تهم

دسته بندی : تهم ، مجیکو تاریخ : سه‌شنبه 15 اکتبر 2019

متن آهنگ تهم ، مجیکو موشا تهم

متن آهنگ تهم ، مجیکو موشا تهم

به این پست امتیاز دهید.

متن متن آهنگ تهم ، مجیکو موشا تهم

[قسمت ۱: تهم]

میزنه اَ روزنه نور 

میده بیدار باش 

پا میشن هر روز همه زود 

دنبال کار درون ساختار 

گاز وصل به پا و دست به فرمونن به زور 

اون تازه پلکاش سنگین میشن 

از دیشب نه، دیشبش بیداره

انگار با باطرى داره کار میکنه 

که وقتى ته کشید بعدش میخوابه باز

خودشو میبینه موش

 شده مسخ انگار حبس توى قالب

جاندارى تو قفس دورش هم پُر از موشاى دیگست

و یه هفتس که بَد بیش از حَد قفله

پا میشه راه میره میشینه میسازه

پا میشه میپاشه راه میره میخوابه

چهار گوشه اتاقو ورانداز میکنه

 میشماره قدم هاشو

تو سرش گشته مردد باز 

پاک میشه خندش از رو لباهاشو 

دنبال راه فرار از ماز

میخونه 

[همخوان: مجیکو]

ق مث قصر

مثه قفس

ت مثه تله 

تو راه هدف

م مثه ماز 

مثه موش 

برخیز و بگوش

برخیز و بکوش

ق مث قصر

مثه قفس

ت مثه تله 

تو راه هدف

م مثه ماز 

مثه موش 

برخیز و بگوش

برخیز و بکوش

[قسمت ۲: تهم]

میفهمه موشارو

 که توى چرخه ها میدون  

تو ماز ها گم میشن و دم میدن به تله ها

عمه ننه ها، هفته ها

میگذرن و میلولن تو هم تو این شکنجه گاه و گاهن حرص و طمع دارن 

چِرک و مَرض دارن

 فرز و بدلکارن 

که عار هم نیس یه عالمِ

یه عالمه ست

ندارن از خود آ خبر 

پس هست اوضاع قمر در عقرب و بازم جهل و جمع خواب

که خواستو ساخت از جشن و تخت خواب

ترس و بیخوابى جنگ و بیزارى درد و بیمارى فقر و بیکارى که  

که نمیشن حذف از این بازى 

 حرفم اصلا نیست دایى 

فلسفى یا این

نیست یه کار اجتماعى 

اینا حرفاى موشه 

یه موش تو آزمایشگاه

نگیرش اشتباهى 

چون حتى اونا که فکر میکنن بُردن

همشون موشن

موشاى آزمایشگاه

حتى اونا که فکر میکنن گرگن

اِی

حتى اونا که فکر میکنن فکر میکنن 

حتى اونا که ...

میدونن

[همخوان: مجیکو]

ق مث قصر

مثه قفس

ت مثه تله 

تو راه هدف

م مثه ماز 

مثه موش 

برخیز و بگوش

برخیز و بکوش

[قسمت ۳:  تهم]

برخیز

بهم بگو چیه معنیش

چیه مرحله بعدیش؟

حالا که وسوسه رأس نیس 

بحث سر عقله 

سفسطه بس نیس؟ 

مساله اصلى که مصرف سم نیکه 

میفهمونه بهت چه جورى از همه رد شى 

که دوست دارى بدونى چیه دنیا 

وقتى تو بستر مرگى …

ولش کن

میکردم وصف حال موشه رو

ورق میزدم پوششو

توش پر از تصویر

از روزاى خوبن

 دوست داره ببینن موشاى کور هم 

چون این بُعد به پایان رسد

قلب که ز کار افتد 

میسازه قصر تو قفس قبل وداع گفتن 

مخلوقى خود آگاهه 

مشغول نظارته 

مشکوکه به آینده و هر روز چشم به ساعته

 میگذرن لحظه ها زود

میشن به آخر نزدیک 

این رویا جا نخواهد داشت میخوایم با خواب عوض شیم 

میگذرن روزا و شب ها

میشنون موشا واقعا ها؟

میفهمن اونا آخر یا 

دشمنن گوشا با مغزا

باقى میمونن بى دَرک

اونا از اسرار اَزل؟

یا میارن سر در آخر

در از کار عجل؟

[همخوان: مجیکو و تهم]

ق مث قصر

مثه قفس

ت مثه تله 

تو راه هدف

م مثه ماز 

مثه موش 

برخیز و بگوش

برخیز و بکوش

ق مث قصر

مثه قفس

ت مثه تله 

تو راه هدف

م مثه ماز 

مثه موش 

برخیز و بگوش

برخیز و بکوش

48 مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 137
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.