متن آهنگ

متن آهنگ دکتر راد بهمن - بازتاب موزیک

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹

متن آهنگ دکتر راد بهمن

دسته بندی : دکتر راد تاریخ : سه‌شنبه 15 اکتبر 2019

متن آهنگ دکتر راد بهمن

متن آهنگ دکتر راد بهمن

به این پست امتیاز دهید.

متن متن آهنگ دکتر راد بهمن

بریز بهمن بهمنی کوه درشتم بریز لغزشم دلیل کل لرزشت

چشم تو چشم با تن سرد خیس غلیضت

بهت لختیت به تنم لرزرو ارضه میده

بد منتظرم من پایین دامن تندت که بریزی رومو دفنم کنی لای غرور عبورت

بچسب بهم ، با گرمای تنم مفت گرم شو تند

میخوام آبت کنم، راهیت کنم به رود تولدت

به خوی تبلورت ازم نترس مهربونم؛ با ریزی دونه هات

حاضرم ضخمیم کنن تیزیه گونه هات

یه درختم که از جنگل نهست کردش و

خورد به چخماخ و کردش یه کپه آتیش

گرم کردم تموم دستای روی پوستمو

ولی همیشه با رعب ریختن تو دوستم خو

دنبالت میگشتم کل دنیارو بهمنت میریخت کل رویامو

پس میزد منو که کپه آتیشی داد میزد میگفت صبح شه خاموشی

دنبالت میگشتم کل دنیارو بهمنت میریخت کل رویامو

پس میزد منو که کپه آتیشی داد میزد میگفت صبح شه خاموشی

بخور بهم بزا لمسیه بدنمو حس کنمش

قسم خوردم تا آخرین پلکم حفظ کنمش

توم غروری نیست اگه بود جلوی پاهات له کنمش

سرده سرد سرد سرد دوستش دارم

ازم دوری نکن، راشه هام سوری نبود

هنجارتو زوری نکن جوری نکن که تو

باشی و من نه تو رها شی و من نه

تو سوا بشی از من از قلب از رگ از دست

تو قشتنگتر از حتی رقص برگ و بادی

تو تنها ترین قماش از افسانه هامی

این مرد معتاد سفیدی چشماته رنگش مال خودت خب نمیخوام از

مداد رنگیات رنگ کم کنم یا تو سردی دستات تب کم کنم

بریز روم بکن تو ؛ چر چرامو چل چراغت

که هیشکی ؛ مثل من ؛ دیگه نمیده دل به راهت

دنبالت میگشتم کل دنیارو بهمنت میریخت کل رویامو

پس میزد منو که کپه آتیشی داد میزد میگفت صبح شه خاموشی

دنبالت میگشتم کل دنیارو بهمنت میریخت کل رویامو

پس میزد منو که کپه آتیشی داد میزد میگفت صبح شه خاموشی

ابهتت میکنه شونه هامو خم گونه هات میکنه گونه هامو دم

پستوی نگاهت گمم میکنه پاکی احساست ذلم میکنه

نا خداتو هار کن شب برونه بهم اغوشم امشب بپوشونتت

طبیعتو رام کن با نصف نگات باب کن که بهمنم با حسه نگاش

وداع نکن یه ردی بره چفت شه به راش

بهم جنون بده با نقش خمه ابروت

ول بزار که هجوم بهمنت رد شه از روم

بزار با تمومم تمومتو حس کنمش

تو کنج چشمت بسوزم و کز کنم هی

چشمات دلیل تموم جنگ های دنیاست

تو پلکات تاریخ سلول بندای دنیاس

من لختم با لختی نصف شهرم یه کپه از غرورم، جار میزنم ضد عرفم

خلاصه ما رد میشیم از هم با غم تو غبار

یا مینویسی اسطوره از عشق تو رمان

یا میشم تجدید چشمات دوباره

همون آدم که زندگیش کلا غماره

دنبالت میگشتم کل دنیارو بهمنت میریخت کل رویامو

پس میزد منو که کپه آتیشی داد میزد میگفت صبح شه خاموشی

Wikiseda

71 مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 14
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.