اگر شرکت کشور ها در جنگ غلط باشد، اغلب شرکت افراد هم در این جنگ ها غلط خواهد بود. اما گاهی و فقط گاهی شرکت در جنگ های ناعادلانه برای اجتناب از نتایج بدتر می تواند درست باشد.

 141625 405 آیا شرکت در یک جنگ ناعادلانه خوب اســت؟

فرادید| تکلیف سربازی که در جنگی حضور دارد اما نباید در آن شرکت کند چیست؟ آیا باید آن جنگ را ترک کند؟ اگر اعلان جنگ یک کشور به کشور دیگر کار غلطی اســت، آیا شرکت نیروهای مسلح در آن جنگ کار اشتباهی نیست؟ این عقیده غالبا درست اســت اما جالب اســت بدانید که همیشه درست نیست!

فرادید به نقل از ایان، جنگ در واقع یک مواجهه شدید در ابعادی وسیع میان دو گروه از مردم اســت. این گروه ها معمولا اهداف مختلفی دارند و اعضای این گروه ها به جهت حفاظت از اهداف خود یکدیگر را می کشند. جنگ تا حدودی با این کشتار شکل می گیرد و بدون این کشتار اصلا هیچ جنگی به وجود نمی آید.

یک جنگ ناعادلانه را در نظر بگیرید. معمولا اگر فعالیت های یک گروه ناعادلانه باشد، انجام فعالیت های انفرادی در این گروه هم باید همین حکم را داشته باشد. بنابراین اگر یک جنگ ناعادلانه باشد هر کاری در راســتای اهداف این جنگ باید اشتباه باشد. به نظر می رسد که نتیجتا شرکت افراد در این جنگ هم اشتباه اســت و اگر کسی در این جنگ شرکت کند در کاری ناعادلانه سهیم شده اســت.

با این حال معمولا مردمی که مخالف یک جنگ هستند از گروه هایی که در آن جنگ شرکت دارند حمایت می کنند. برای مثال دیدگاه اغلب افرادی که مخالف همکاری انگلستان در جنگ عراق در ســال ۲۰۰۳ بودند این چنین بود. در حالی که برخی فکر می کردند شرکت این کشور در جنگ کار اشتباهی بوده، شرکت سربازان حرفه ای در این جنگ را محکوم نمی کردند.

 یک توضیح برای این دیدگاه شاید این باشد که عاقلانه نیست از سربازان انتظار داشته باشیم که نسبت به عادلانه یا ناعادلانه بودن جنگی که در آن حضور دارند یک ارزیابی داشته باشند. اما من معتقدم که این توضیح خیلی جذاب نیست. فرض کنید من نتیجه بگیرم که این جنگ ناعادلانه اســت. اطلاعات من از گروهی که احتمالا این جنگ را عادلانه می داند بیشتر نیست. من هم مثل آنها نتایج خودم را در مورد عادلانه یا ناعادلانه بودن این جنگ از شواهدی می گیرم که در دسترس همگان اســت. اگر من نتیجه بگیرم که این جنگ ناعادلانه اســت آنوقت باید معتقد باشم که شواهدی که در دسترس همه اســت نتیجه من را تایید می کند. و اگر این شواهد نتیجه مرا تایید کند آنوقت باید نتیجه همه کسانی که این شواهد مشابه را در اختیار دارند را نیز تایید کند یعنی همه گروه ها باید چنین نتیجه ای بگیرند، در حالی که اینطور نیست.

حالا توضیح دیگری را در نظر بگیرید. وقتی افراد به ارتش ملحق می شوند، متعهد می شوند از تصمیمات حاکمیت برای رفـــــتن به جنگ پیروی کنند، بدون آنکه نظر خودشان را در مورد عادلانه یا ناعادلانه بودن آن جنگ دخالت بدهند و بر همین اساس هم به آنها حقوق پرداخت می شود. بر این اساس حتی اگر برای کشوری رفـــــتن به یک جنگ کار غلطی باشد، وقتی که این تصمیم گرفـــــته شد رفـــــتن افراد کار نادرستی نخواهد بود. اما این اســتدلال هم چندان قانع کننده نیست. معمولا یک قرارداد یا یک تعهد به انجام کار در یک مسیری که واقعا اشتباه اســت الزام آور نیست. جنگ شامل کشتار نادرست اســت، یک اشتباه بسیار وخیم. به سختی می توان باور کرد که هر چیزی مثل اقتدار یک حکومت یا تعهداتی که نظامیان را مجبور به پیروی می کند آنقدر حیاتی باشد که بتواند یک کشتار را توجیه کند.

حتی اگر این اســتدلال ها قوی و حیاتی هم بودند باز هم می شد در مورد نادرست بودن اعلان جنگ یک کشور به کشور دیگر و در عین حال درست بودن شرکت گروه ها در این جنگ بحث و تبادل نظر کرد.

به خاطر داشته باشید که غالبا شرکت کشور ها در جنگ به دلیل خرابی هایی که به بار می آورند نادرست اســت. برای مثال برخی معتقد بودند که شرکت بریتانیا در جنگ عراق به دلیل تلفات اجتناب ناپذیر غیر نظامیان اشتباه بوده و این هرج و مرج پس از جنگ از قبل قابل پیش بینی بوده اســت. بنابراین شاید بهتر بود همه کارهایی که منجر به جنگ شد اتفاق نمی افتاد.

اما حالا یک سرباز را در نظر بگیرید. چه او در این جنگ شرکت بکند یا نه، جنگ ادامه خواهد یافت. سوال اصلی برای سرباز این اســت که فعالیت او چه تغییری در زندگی دیگران ایجاد می کند نه اینکه کل جنگ چه تاثیری بر زندگی افراد دارد.

برای مثال یک سرباز که در جنگ x شرکت کرده ممکن اســت خرابی های جنگ را کاهش داده باشد. با هجوم موثرتر به منطقه x شاید او جنگ را کوتاهتر کرده باشد و حضور او در پایان جنگ ممکن اســت به کاهش هرج و مرج پس از جنگ که اجتناب ناپذیر اســت کمک کرده باشد. اگر او این تاثیرات را گذاشته باشد کار او به شخصه اشتباه نبوده، او می تواند فکر کند که حضورش در این جنگ مثبت بوده اســت.

 برخی ممکن اســت اســتدلال کنند که ما باید طوری رفـــــتار کنیم که انتظار داریم دیگران هم باید آنگونه رفـــــتار کنند. یعنی اگر می خواهیم که هیچ کس در آن جنگ شرکت نکند، خودمان هم نباید به آن جنگ برویم. اما این اصل اشتباه اســت. فرض کنید من و شما می توانیم یک سرباز زخمی را نجات بدهیم اما هیچکدام نمی توانیم این کار را به تنهایی انجام بدهیم. ممکن اســت هر دوی ما بخواهیم چند سرباز را نجات بدهیم اما اگر شما نخواهید این کار را انجام بدهید من مجبور به این کار نیستم. نجات یک سرباز به تنهایی ممکن اســت به او صدمه وارد کند. آنچه که من باید انجام دهم بستگی به این دارد که شما چه “می خواهید” بکنید نه اینکه شما چه “باید” بکنید.

ممکن اســت گفته شود که مردم باید در مقابل یک جنگ غلط اســت بایستند و بهترین راه برای انجام چنین کاری شرکت نکردن در آن اســت. این عقیده تا حدودی درست اســت: اگر ما مخالف جنگ هستیم آنوقت اعتراض در مقابل جنگ ارزشمند اســت و کسانی که در جنگ شرکت می کنند ممکن اســت که حقی برای اعتراض نداشته باشند. اما باز هم به یاد داشته باشید که بحث ما بحث مرگ و رندگی اســت. اگر شرکت یک فرد در جنگ باعث حفظ جان یک نفر بیشتر شود، ارزش اعتراض خیلی کمتر از رفـــــتن به جنگ خواهد بود.

اگر شرکت کشور ها در جنگ غلط باشد، اغلب شرکت افراد هم در این جنگ ها غلط خواهد بود. اما گاهی و فقط گاهی شرکت در جنگ های ناعادلانه برای اجتناب از نتایج بدتر می تواند درست باشد.

داغترین اخبار و رویداد های ایـــران و خارج
این مطلب در این ساعت از سایت توما در بخش خبری ارســال گردیده اســت
این بخش شامل خبر های ورزشی نیز میباشد
میتوانید خبر فوق را به اشراک بگذارید

نوشته آیا شرکت در یک جنگ ناعادلانه خوب اســت؟ اولین بار در مجله آنلاین توما. پدیدار شد.

مشخصات

مطالب پیشنهادی ما